تبليغاتX
نوشته های حسین نوری
شعر من
نوشته های حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه ششم خرداد 1388
صبح شد
صبح در کام هزاران شهید

در راه هزاران دل

در مسیر زمستانی پرشیب ،

التهاب لحظه ها هنوز نفس میکشند

تفنگ و گل و گندم

در هر قدم خاطره ای

و هزاران نقش دست

برای لحظه ای سکوت محض را

هدیه میدهند

ناگهان کبوتری سپید

در میان هزاران قدم

پرکشید

حسین نوری

تهران خرداد 88

+ نوشته شده در 8:59 توسط : حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه سوم خرداد 1388
ره رهایی

شیرینی جهان من

شده به کار ما سخت

وزان دل سوخته

این اشک و اه است مانده به بخت

 

چون شده ایام به چشمکی گذشته

خدا خدا چرا چنین ؟

تلخی ایام گذشته  برجاست

روبرو ،  فردایم چرا چنین ؟

 

گر تو بی وفا ندیدی ؟

پس چه شد ره رهایی

بر دل من خون روان

نگه تنگ بر رویی


حسین نوری

تهران خرداد 87

+ نوشته شده در 17:30 توسط : حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
بگذار تا آغاز گردد

سخن آغاز میشود
 و من در رکاب هزاران قطره مشکوک
 به هزاران فکر متحیر کننده میخندم
 سخن آغاز میشود
 خاطره ها زنده میگردند
 و اشکها و خنده ها ، روان میان داستان
 اسباب خوشی و ناخوشی ، بازیچه  روزگار
  و این دل حسرت خورده است
 که آخر بازنده میشود
 قصه های زمانه از عمرهایی که میگذرد
 به تلخی آخرین صحنه های بازی روزگار است
 تنش عمیق تنفسهای نا امیدی
 قدسیان مست ز پرستش
 با هر گام جلوه سیاه مستی میشوند
 قلم در دل سنگ سیاه
 همچنان برای من میگرید
 و من همچنان فریب خورده هزاران بازی کودکانه
 به خود میگویم بگذار تا سخن آغاز شود

حسین نوری
 تهران - اردیبهشت ۸۸

+ نوشته شده در 9:38 توسط : حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
سراب

سراب  باز دوباره در حسرت نگاهم میخشکد

و من همچنان به آروزهایم میخندم ، دلم میپیچد

و از سوی پلکان باز فریاد میکند

من هنوزم که هنوزم تنهایم ، اشکم میچکد

  روزها میگذرند و مرگ همچنان مرا مینگرد

 برای خودم جست میزنم در دشت بیکران نا امیدی

و عجب طعم گسی دارد این نا امیدی ، دل آدم را میدرد

باز دلم در هزاران حسرت و مدهوشی میپرد ، میپرد

حسین نوری

تهران فروردین ۸۸

+ نوشته شده در 9:37 توسط : حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه سی ام اسفند 1387
نوروز

نوروز بر همگان خجسته و نیکو باد


دریافت پیام نوروزی باراک اوباما

+ نوشته شده در 23:34 توسط : حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387
فردا

در پهنه دشتها

و باز در زیر سایه ابرها

نشانه هائی میبینم

که در وجودم شک تنها نبودن را به اوج میرسانند

غم هایم همچون کبوتران جلد شده

پیامهای سنگینشان را بر امواج متلاطم روحم میکوبند

 و من دوباره سردرگم احساس میشوم

نفسهای تلخ بی کسی

و دیدگان منتظر طعم دلم را اشوب میکنند

باز بوی معطر گلها نشانه ها و زخم های گذشته را باز میکنند

دوران جوانیها و عاشقی ها

به سرابها مینگرم

و انگاه سرد میشوم

تنها میشوم و باز صدا میشنوم

میدانم توشه ام همیشه خالی ست

اما با این همه حس چکنم

با این همه روح

با این همه خستگی

صدای فردا را میشنوم

"کودکم نترس "

با خیال بی خیالی

دلخوش فردا میشوم

حسین نوری

اسفند 87 - تهران


+ نوشته شده در 9:43 توسط : حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387
در نزدیکی صبح - سی و نهم
آدم‌ها، اول جوان‌ها را باوجود این‌که هم‌دیگر را دوست ندارند، به‌عقد ِ هم درمی‌آورند و بعد از این‌که آن‌ها نمی‌توانند یک‌دیگر را تحمل کنند، تعجب می‌کنند... آخر چطور می‌توان با کسی زندگی کرد بدون این‌که عاشقش بود؟

لئو تولستوی

+ نوشته شده در 11:51 توسط : حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
در نزدیکی صبح - سی و هشتم

گزینه ای از فیلم اعتراض - 1378 - مسعود کیمیائی

صلوات برای سلامتیه یاره

ما کاری به حکم نداریم . حکم رفقا فقط ماله محکمست اصلییت حکم ماله خداست که معرفتش ریخته و گلریزون می‌کنیم

برای کسی که آزاد می‌شه ازاین یک چهار دیواری که تمومه دنیا چهار دیواریه

سلام به مرتضی علی یک مرد که واسه شرف و ناموسش ۱۲ سال و کشیده وجدانش بالاتراز این پولاست که کاغذه!

سلامتیه سه تن؟ ناموس و رفیق و وطن

سلامتیه سه کس؟ زندونی و سرباز و بیکس

سلامتیه باغبونی که زمستونش از بهارش بیشتر دوست داره

سلامتیه آزادی؟ سلامتیه زندونیهای بی ملاقاتی

+ نوشته شده در 20:49 توسط : حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
در نزدیکی صبح - سی و هفتم

برای اینکه دانش ملکه شود تعلیم کافی نیست، عمل لازم است. 

جورج برنارد شاو


مرتبط هم دارد !

دوستان عزیزم خانم لیدا و  آقای امیر :

- مرد است و عملش .....
هنرمند است و کارش و عملش

- اعتبار کلمات به عمل و اقدام است. ترنس


+ نوشته شده در 20:54 توسط : حسین نوری
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه بیستم اسفند 1387
در نزدیکی صبح - سی و ششم

هرگاه دانشمندی برجسته ، اما سالخورده بگوید چیزی ممکن است، به احتمال قریب به یقین درست گفته است. اما آنگاه که بگوید چیزی غیر ممکن است، به احتمال زیاد اشتباه می‌کند.

آرتور چارلز کلارک




مرتبط هم دارد !

دوست عزیزم  آقای امیر :

انجام غیر ممکن ها لذت بخش است! والت دیسنی


+ نوشته شده در 10:23 توسط : حسین نوری